البته به اغراق اون شعر گونه نبود! فقط یه انگشت کوچیکه... پریشب بر اثر شوت کردن پایه تخت شکست و دیشب رفتم دکتر و ازش خواستم جوری تشخیص بده که گچ گرفتن لازم نباشه! به خود کفایی رسیدم ! چون تهنایی رفتم!
این اولین سابقه شکستگی تو عمر منه! دکتره با دیدن کفش پاشنه ۱۰ سانتی که با وجود اون اتفاق پوشیده بودم داشت منفجر میشد از خنده و تعجب!!!!
به هر حال گچ نگرفتن! منم اونقدر باهاش تمرین کردم که دیگه لنگ نمی زنم!!
این چند وقته هم امتحاناتم بود. به همین علت آپ نمیشدم! البته فرقی هم نداشت... چون برگه امتحانی رو با دستشویی عوشی گرفته بودم . بعد از امتحانا فرقشو فهمیدم!!!!!
به زودی با کلی حرف بر می گردم!
نظرات ()