شب نامه

جعبه سياه
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱٤
 

اين داستان واقعی است....

زمان: شنبه ۲ دی ماه ۱۳۸۵

مکان: هواپيمای ايرباس۳۱۰ ماهان (به مقصد بمبئی)

خانم از هواپيما و ارتفاع می ترسه.. شايد هم می ترسه مثل بعضی از هم وطن هاش قربانی سقوط ی هواپيمای ديگه باشه. حالت تهوع شديدی داره و خيلی می ترسه.. هم سفرش به سر ميهماندار اطلاع ميده و خانم رو به کابين خلبان می برن..

خانم يک ساعتی اونجا می مونه و با خلبان صحبت می کنه و از ترسش ميگه و آقای خلبان هم به ايشون آرامش و اطمينان ميده.. تمام مدت جعبه ای چرمی توجه خانم رو به خودش جلب کرده بود... آخر سر طاقت نمياره و می پرسه: ببخشيد اين جعبهه همون جعبه سياهه؟؟؟

خلبان که ديگه از شدت خنده نمی تونه خودشو کنترل کنه ميگه :نه خانم.. ين کيف دستی منه.. در ضمن سياه نيست و قهوه ايه...

 

نکته: جعبه سياه ،در حقيقت جعبه ای فلزی و به رنگ نارنجی فسفری است که چون در مواقع سياه(!) ازش استفاده ميشه به جعبه سياه معروفه.. و در دم هواپيما جاسازی ميشه. چون طبق آمار کمترين ضربه و صدمه به دم هواپيما می خوره.. و در حقيقت نيم ساعت(در مورد زمان هواپيماهای مختلف متفاوته) آخر مکالمات خلبان رو ضبط ميکنه...