امان از دست اين آقای يعقوبی که منم به دام انداخت. چند وقتيه هر وبلاگی رو که می خونم آرزو می کنم توپ اين بازی رو به من پاس نداده باشه. اما اين دفعه آرزوم بر آورده نشد. بايد ۵ تا حقيقت از خودم بنويسم که ديگران نمی دونن:
۱. يه سری وسواس های عجيب دارم که براشون تحت درمان هم بودم ولی تغييری نکردم. مثلا بعد از پياده شدن از ماشين بار ها درش رو کنترل می کنم که قفل باشه. حتی به دزد گير هم اعتماد ندارم. قبل از بيرون رفتن از خونه ده بار خودمو تو آينه می بينم. هميشه تو اين فکرم که چيزی رو جا گذاشتم يا الان بايد کاری کنم که نکردم.
و اما مهم تر از همه. نسبت به سيگار شديدا وسواس دارم. يعنی کافيه ببينم کسی سيگار ميکشه. ديگه نزديکش نمی رم. بوش رو که حس کنم حالت تهوع هام شروع ميشه. والبته با ديدن زير سيگاری بالا ميارم.
۲.دو تا ترس احمقانه دارم. از ماهی و سگ می ترسم. حتی از ماهی قرمز هفت سين. يعنی هيچ وقت سر سفره هفت سين نزديک تنگ ماهی نميشينم. يه بار مامان خواستن ترس منو بريزونن يک ماهی قرمز کوچولوی مرده گذاشتن تو دستم. و به اجبار منو نگه داشتن که بايد تو دستت باشه. فکر کنم تو عمرم هيچ وقت بيشتر از اين نترسيدم. يه بار هم يکی از دوستام باهام يه شوخی بی مزه کرد. يه ماهی آورد جلوم و من از ترس تا يه ساعت گريه می کردم و برای مدت ها با دوستم حتی حرف هم نزدم. در عوض از هيچ نوع جونور ديگه هم نمی ترسم. حتی مار و مارمولک و سوسک و....
۳.هر وقت کمرم درد ميگيره ، سرما می خورم يا به هر دليلی مريض ميشم که مدتش کم هم نيست و زياد تکرار ميشه.. از خودم متنفر ميشم. از اينکه ضعيف باشم متنفرم. شايد همين قضيه باعث شد کمر دردم شروع بشه. دوست دارم رو پای خودم بايستم و از هيچ کس کمکی نخوام. از مريض بودن هم متنفرم. شايد همين تنفر باعث ميشه مدت بيماريام زياد بشه.
۴.تو دنيا فقط يک نفر رو ديوانه وار دوست دارم و می پرستمش. اونم شفقه. هرکس هم که با من دوست میشه نميتونه جای شفق رو بگيره. اين قضيه بار ها باعث حسادت همه شده. بتی است لايق پرستيدن.
۵.از قيافه خودم متنفرم. فکر می کنم خدا از من زشت تر و بد هيکل تر نيافريده. هر کسی هم بر خلاف اين حرفی می زنه فکر می کنم يا دروغگو و يا خيلی چاپلوسه. کلا اعتماد به نفسم فاجعه است.خيلی حساسم. يعنی کافيه يکی به من يه جمله بگه ۱۰ بار تجزيه تحليلش می کنم و اونقدر به طرف گير ميدم که ترجيح بده ديگه باهام حرف نزنه. بهتره مراقب حرف زدنتون با من باشيد.کلا انتقاد پذير نيستم
من عاشق اينم که خودم رو بارها زير سئوال ببرم. اشکال هام رو بفهمم و سعی کنم رفعشون کنم. اينم يه راهشه
و اما اين توپ نامرد رو به اين دوستان پاس ميدم. ببينيم همه چقدر صادقند:
۱. علیرضا عظیمی
۳.کتيبه دل
پ.ن: یک دوست دیگه هم اضافه می کنم:
۱.خلوت
نظرات ()