ديشب بازی آلمان و ايتاليا بود. همسايه ما يه خانواده آلمانی با پاسپورت ايتاليايی هستند که شديدا طرفدار تيم آلمان بودند. ديشب بر حسب اتفاق نتونستند بازی رو از کانال سوئيس که تنها کاناليه تو ماهواره که بازی ها رو پخش می کنه ببينند و اومدند خونه ما. البته فقط مادر خانواده و بچه هاشون (دو تا پسر تخس و شيطون و لجباز) . پدر من هم هميشه طرفدار تيميه که در اقليت از نظر طرفدار ها قرار داره. ديشب هم همه طرفدار آلمان بودند غير از پدرم. تصورش مشکل بود که دو تا پسر يکی حدود ۵ ساله و ديگری حدودا ۱۰ ساله چقدر نسبت به تيم کشورشون غيرتمند باشند. با اينکه الان سالهاست از کشورشون دورند (الان ۳ ساله ايرانند) حتی مادرشون و همه مربی هاشون باهاشون فارسی يا انگليسی صحبت می کنند!
فکر می کنم من که ادعای وطن پرستی دارم بايد يه کم از اين دو تا بچه ياد بگيرم. با اينکه اصلا علاقه به فوتبال نداشتند ولی يکيشون بعد از بازی شديدا بغضش گرفته بود. باورم نميشد. چون تا حالا حتی نديده بودم از چيزی ناراحت بشن. با وجود خشن بودن شديدشون (مثل اکثر آلمانی ها) ناراحت شده بودن!
موقع بازی های ايران، من به زور بازی رو می ديدم. حتی يه بار (تو بازی با پرتغال) بيشتر طرفدار پرتغال بودم (تو دلم )(همون موقع شفق رو دعوا می کردم که چرا طرفدار اران نيست
) و آخر بازی ها هم يا خسته ميشم يا عصبی.!
من علاقه زيادی به فوتبال ندارم! ولی با اين حال ايران رو دوست دارم! چون ايرانيم. شناسنامه ام از ايرانه. اينجا بزرگ شدم و........
راستش ديشب يه خورده خجالت کشيدم. يکيشون ازم پرسيد طرفدار کدوم تيمی ؟ منم گفتم پرتغال! گفت مگه ايرانی نيستی؟..........
دارم خودم رو قانع می کنم. در اصل يه جور خود درگيری: تيم ايران که طرفدار بون نداره! اين تيم بازی بلد نيست. بهتره خودم رو با طرفداری از اين تيم بی خودی ضايع نکنم! و.........................
اما آخرش که چی؟ ميگم بين تيم ملی خودم و تيمی که دوستش دارم فرق هست. من اين تيم رو دوست دارم چون ما کشورمه (بماند که از اين تيم متنفرم) و اون يکی رو دوست دارم چون بازيکن درست حسابی داره. دروازه بان ارزشمندی داره و بازی بلده.
ميگن اگه عاشق کسی ميشی بايد اونو با همه کاستی هاش بپذيری! و همه خوبی ها و بدی هاش رو دوست داشته باشي. حالا اگه يه آدم عاشق کشورش باشه چی؟ بايد طرفدار تيم مزخرفش باشه؟ يا بگه من نظام آموزشی ابلهانه اش رو می پذيرم؟ يا می پذيرم که درسته هيچ کس و هيچ چيز جای خودش نيست؟ کارای حماقت باری که توی اين کشور به عنوان کار درست و بی نظير ميشه رو بايد بپذيرم؟
نه نمی پذيرم؟ پس آيا می تونم بگم عاشق اين کشورم؟
ديشب طرفدارهای آلمان با وجود باخت کشورشون تيم رو خيلی تشويق کردن! درسته خوب بازی کرده بود. ولی اگه ايران هم همين وضعيت رو داشت ما هم مثل اونا تا دقايقی اون جوری تشويق می کرديم؟ آدرين (پسر همسايه) با وجود بغض و اشک توی چشمش وقتی بازيکن های آلمان رو توی تلويزيون نشون می داد با يه حالت عجيب و خاصی بهشون لبخند می زد! مگه تيمشون نباخته بود؟
من اگه جای اونا بودم هيچ وقت اين کار رو نمی کردم!
نظرات ()