تمام سال رو می گذرونم تا خزان رو ببینم. بوی عشق میده. بوی طراوت و زندگی . شاید هم نو شدن...
اما خزان امسال محزون بود. سخت و دیوانه وار گذشت... گذشت...
خوشحالم که گذشت. بدترین خزانی بود که دیده بودم.
نه رنگ هاش رو دیدم نه برگ هاشو. کاستی از خودم بود.
امیدوارم آخرین خزان محزونم باشه!