شب نامه

خزان محزون
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/۱
 

تمام سال رو می گذرونم تا خزان رو ببینم. بوی عشق میده. بوی طراوت و زندگی . شاید هم نو شدن...

اما خزان امسال محزون بود. سخت و دیوانه وار گذشت... گذشت...

خوشحالم که گذشت. بدترین خزانی بود که دیده بودم.

نه رنگ هاش رو دیدم نه برگ هاشو. کاستی از خودم بود.

امیدوارم آخرین خزان محزونم باشه!