شب نامه

باز هم من
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۸
 

میگن: چشم ها هیچ وقت دروغ نمیگن.

منم دارم یاد می گیرم حرف دل آدما رو از چشمشون بخونم نه از کلامشون.

به قول دوستی آدمایی که حرف های قشنگ می زنن زیادن. دنبال حرف نباید رفت. باید رفت دنبال احساس. ولی من دارم تو چشم ها صداقت رو جستجو می کنم.

کمتر از یه ماه دیگه کنکور دارم.

منم که حساس.... شدیدا استرسیدم!!! هر چی می خونم دوز استرسه بالا میره!!!

خوشبختانه این دفعه یکی رو دارم که تشویقم می کنه. کاراش خیلی برام ارزشمنده! نمی ره چون فکر می کنه بهم ضربه می خوره. این یعنی دوست! اما میدونم که میخواد بره. منتظره تا این ماه تموم شه!

امیدوارم این ماه هیچ وقت تموم نشه. دارم هر لحظه خاطراتم رو مرور می کنم. همه رو. از روزی که ب دنیا اومدم تا الان. دنیا چقدر برام مسیر عوض کرده!!

رندگی من مثل یه جاده پر پیچ و تابه! منم که عشق سرعت توی جاده های پر پیچ و خم! و تیک آف کردن!!!!!

راستی همیشه عادت داشتم خاطرات سفر هام رو بنویسم! یه سفر یواشکی یکی دو ساعته به شکر آب آهار داشتم. یادم باشه بنویسم!

فردا درس باید بخونم! خوابم میاد!

میخوام بهای موفقیت رو بپردازم!!!!

راستی لوسیفر دو برابر قبل شده! کلی هم هایپر و انرژیک! پدرمون رو در آورده! دوستش دارم!

شب بخیر