شب نامه

طبل بزرگ زير پای چپ
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱٦
 

ديروز اين فيلم رو ديدم.

ماجرای اين فيلم رو تنها ۳  تا بازيگر می سازند. فيلميه کاملا متفاوت با فيلم های جنگ پرستانه حاتمی کيا و تبريزی و امثالهم. اين بار تقدس و زيبايی جنگ مورد ستايش قرار نمی گيره.  بلکه جنگ رو کثيف نشون ميده.

به نقل از وبلاگ شادبانوی عزيز

 

طبل بزرگ زیر پای چپ

تهيه کننده و کارگردان: کاظم معصومي- نويسنده فيلمنامه: کاظم معصومي، داريوش مختاري، مسعود صباح- مدير فيلمبرداري: علي لقماني – بازيگران: حميد فرخ نژاد، حسين محجوب و بابک حميديان.

خلاصه داستان: سه ايراني -يک افسر ارتش، يک سرباز و يک بسيجي تعاون - در خاکريزي گرفتار مي آيند. زمان سال هاي جنگ ايران و عراق است. اطراف آنها را مقدار زيادي جسد پوشانده است گويا در عمليات شب قبل ايرانيان شکست خورده اند. افسر به دفن اجساد مي پردازد تا در هوايي گرم به عفونت دچار نشوند. سرباز نيز که از ناحيه پا به شدت مجروح شده دائم درباره جنگ از افسر با اعتراض سوال مي کند. تا اينکه گرما امانش را مي برد و از هوش مي رود. افسر به اين خاطر که زخم پاي سرباز به عفونت دچار نشود بدون اطلاع وي در بيهوشي و بي ميلي بسيجي پايش را قطع مي کند. سرباز پس از اينکه به هوش مي آيد افسر را شماتت مي کند. سرباز تشنه است و حال يک نفر بايد از خاکريز خارج شود و آب بياورد. برکه ميان سنگر ايران و عراق است. در همين اثنا سربازي عراقي که ظاهرا تشنه است پارچه سفيد بر سر چوب مي کند وبسيجي هم خوشحال از اين سو با قمقمه به سمت برکه مي رود. هر دو آب برمي دارند ومي روند. افسر معتقد است که بسيجي با تعداد قمقمه هايش ناخواسته به دشمن اطلاعات داده است. بمباران آغاز مي شود و افسر مرد عراقي و بسيجي را مقصر مي داند. بسيجي باز هم مي رود که آب بياورد اما هيچ کس به او شليک نمي کند. پس از بازگشت وي مرد عراقي مي آيد اما افسر ايراني او را با تير مي زند بعد متوجه مي شود که عراقي پرچم صلح در دست داشته است. افسر سامورايي وار از سنگر خارج مي شود. آنسو جز يک مرد عراقي که عکس زن و فرزندش را در دست دارد هيچ کس در سنگر نيست.....

خلاصه داستان فيلم طبل بزرگ زير پاي چپ طولاني و با جزئيات نوشت شد تا نگرش ضد جنگ برجسته شود، آنهم در شرايطي که سينماي جنگ در حال پوست انداختن است. در اين وضعيت ظاهرا هيچ کس از معصومي انتظار نداشت سراغ داستاني از پوپوسکو نويسنده چک برود و فيلمي از روي داستان او بسازد که گوي را از جنگي سازاني مثل حاتمي کيا و ملا قلي پور بربايد. طبل بزرگ ... وا گويه اي شديد بر ضد جنگ است.

معصومي اعتراض خود را از دو منظر مطرح مي کند. ابتدا سخنان سرباز مجروح است که با حالت عصبي افسر مافوقش را به خاطر جنگ، زخمش و شهادت هم رزمانش مورد شماتت قرار مي دهد و دوم کليت ساختار فيلم است که به شکلي استعاري انسانيت را نزد سبوعيت جنگ سر مي برد.

اين نگاه از بيرون در عالم هنر چندان بيگانه نيست. مگر نه اينکه يونسکو و بکت تفکرات خود را با تاثير از جنگ هاي جهاني بنيان گذاشتند. طبل بزرگ ... امتداد همين نگاه ها در عصري ديگر است. معصومي در حاليکه بسياري هنوز در ستايش جنگ هشت ساله فيلم هايي حماسي مي سازند و به نوعي در زمان جا مانده اند، به جرات شخصيت خود را به دل جنگ مي برد و درباره چرايي اين پديده شوم پرسش مي کند. فراموش نکنيم که امثال حاتمي کيا ها سالها پس از جنگ قهرمان خود را به پرسش گري وا مي دارند. جالب است که افسر فيلم طبل بزرگ ... هم يک فرمانبردار بي چون و چراست و همين هزار توي سوالات سرباز را عمق بيشتري مي بخشد زيرا افسر پاسخي براي پرسش هاي او ندارد.

فيلم طبل بزرگ ... فارغ از اين نگاه مضموني از نظر ساختار نيز اثري در خور مي نمايد. تمام فيلم با سه شخصيت در يک خاک ريز مي گذرد. دوربين هم همانند شخصيت ها و تماشاگران داخل خاک ريز اسير است. راهي نمي ماند جز اينکه کارگردان در چينش ميزانسن ها به فضايي شبه نمايشي نزديک شود. دالان هاي اين خاک ريز و اجساد شهيدان فضايي رعب آور را پديد مي آورد که تماشاگردائم خود را با حسي از خفگي روبرو مي بيند. شخصيت ها در حرکت دائم مسير يکديگر را قطع مي کنند و روياروي هم قرار مي گيرند. در اين شبه نمايش افسر و سرباز در نقش" ضدين" ظاهر مي شوند. بسيجي هم در دل ساختار اين تراژدي نقش تسکين کميک را بر عهده مي گيرد که گهگاه نقطه گذاري بر اين همه تلخي انجام دهد.

بازي درخشان بازيگران فيلم نيز از ديگر نقاط درخشان فيلم به شمار مي آيد. فرخ نژاد شوخ مشرب، محجوب بد خلق و حميديان معترض بهترين بازي هاي کارنامه شان را در اين اثر ارائه داده اند. به خصوص محجوب که تا انتها کليد شخصيت اش را بر تماشاگر نمي گشايد.

فصل از دست رفتن تعادل روحي او و بعد سکوتي که در آن به سوي خودکشي مي رود دو نمونه از بازي درخشان محجوب است. او لباس از تن مي کند تا با گذشتن از شرايط قديم و در قالبي جديد به سوي مرگ برود. حال او نمي رود که شهيد شود، بلکه مي رود تا در راه انسانيت جان ببازد.

البته نمي توان ناگفته گذاشت که ريتم کار در برخي لحظات به کندي مي گرايد، به خصوص اوايل فيلم که فيلمساز قصد دارد همه اطلاعات را به شکل شفاهي به تماشاگر منتقل نمايد.

در پايان به گفته فيلمساز ارگان هاي مرتبط در ساخت اين فيلم ياري نکرده اندو فيلمساز به تنهايي بار ساخت آن را بر دوش کشيده ،فيلم در جشنواره بلاروس جايزه بهترين فيلمنامه و در مسکو جايزه بهترين بازيگر (فرخ نژاد) را دريافت کرده است.

به نقل از سایت روز