شب نامه

گنديران!
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱۸
 

امروز روز عجیبی بود.. یه حمله عجیب از جانب مسلمون نما ها داشتیم....

تمامی ماهواره های خیابون نفت و میدون نیلوفر طی یک اقدا ۷ ۸ ساعته انتحاری جمع شد...

اینجانب به شخصه مسئولیت آمار گیری رو از جانب انجمن کنجکاوان جوان پذیرفتم.. تو مدتی که بالای دیوار حیاط بودم (حدود یک ساعت) یک عدد کامیون گنده ، ۷ عدد وانت چهار در و دو عدد فرغون پر از دیش شمردم!!! یه دودوتا چهر تای ساده است... تو اون کامیون به طور متوسط ۲۰۰ تا دیش و توی وانت ها ۵۰ تا جا می گرفت یعنی ۵۵۰ تا دیش... یعنی حدود ۳۰۰ تا خونه... غیر از اون یه تپه به ارتفاع ۱.۵ متر و قطر حدود ۴ متر هم وسط میدون نیلوفر از دیش های ماهواره درست کرده بودن... بگیم ۵۰ تا دیش بوده! (تمام این اعداد مینیمم در نظر گرفته شده اند) یعنی ۶۰۰ تا دیش و ۳۰۰ تا خونه!!! و البته همه هم با فرم نیروی انتظامی بودند...

سئوال ها اینجاست:

۱. آیا برای ورود به تک تک این خانه ها مجوز ورود صادر شده بود یا مجوز ورود به صورت فله ای صادر شده؟

۲. آیا طبق قوانین قانون اساسی حریمی برای جان و مال مردم وجود دارد؟

و اما نکات عجیب و غریب قضیه:

۱.اطلاع رسانی همسایه ها: ظرف یک ساعت ۳ نفر ناشناس به عنوان همسایه کوچه فلانم زنگ خونه رو زدن و گفتن دارن ماهواره میگیرن حواستون باشه! راستش از این ملت بی بخار توقع نداشتم...

۲.خونه روبرویی ما یه ساختمان ۱۰ واحده است و ازش ۲۲ تا دیش جمع کردن!!!

۳. یکی از همسایه هامون دیش هاشو جمع کرد و گذاشت پشت ماشینش!!!

۴. بدون اجازه به برخی خونه ها وارد شدن!!! (این یکی رو ندیدم اما از ۳ نفر موثق شنیدم!)  و هر سه رو از دیوار حیاط پریدن و در رو باز کردن!

۵. هیچ کس اعتراض نکرد! اون وقت به رشتی ها ایراد میگیرن.. درسته که ساعتی اومدن که اکثر مرد ها خونه نبودن و زن ها به تنهایی از حریم خودشون و خونه شون دفاع کردن و الحق هم در حد تواناییشون خوب بوده و اینا گاو و کثافت بودن! اما برخی که بودن هیچی... سکوت رو ترجی دادن و گفتن فوقش ۲ تا دیش میبرن!!! غیرتتون منو کشته! امروز به حریم خونه تون تجاوز میکنن و شما اجازه میدین.. فردا به ناموستون تجاوز میکنن و باز هم اجازه خواهید داد...

نا خود آگاه یاد کتاب دو قرن سکوت افتادم... داریم تکرارش می کنیم.. میگن مانتو هاتون کوتاهه میگیریم.. یهو همه مانتوشون بلند میشه.. میگن موهاتون بیرونه یهو همه محجبه میشن... میخوان ماهواره جمع کنن همه خودشون جمع می کنن و مثل موش تو سوراخ قایم میشن! میخوان سد آبگیری کنن همه خفه میشن! هر چی داریم حقمونه... یه سری گشاد و ابله به عنوان روشنفکر جامعه ریختن... کوته فکر ها هم که تکلیفشون معلومه! سکوت می کنیم.. هدف نداریم.. فقط میترسیم.. خوب ازمون زهر چشم گرفتن... منم یکی مثل همه! اما امروز یه کم به خودم اومدم

۶.رفتار مادرم جالب بود به محض فهمیدن این قضیه یه لباس تو خونه باز (تاپ و دامن کوتاه ) پوشیدن و رفتن تو حیاط و شروع به آب دادن باغچه کردن! دیش ها رو جمع نکردن و فقط آماده بودن.. البته نیروی انتظامی شانس آورد که نیومد خونه ما.. شب فهمیدم مامان میخواسته چی کار کنه! میخواسته در صورتی که اینا اومدن داخل خونه فقط جیغ بزنه و از اونجایی که محله ما خیلی شلوغه و اطرافمون پر مغازه است آدمای زیادی جمع میشن... شاهد زیاد میشه و شکایت و پارتی و صاف کردن دهان بیگانه! اینم راه خوبیه! خیلی با آرامش و خونسردی و البته با زدن به سیم آخر رفتار کردن! کاش مامان من رییس جمهور می شدن! البته اون وقت دهان تمامی ملل استکباری رو مورد عنایت قرار میدادن.. خدا نکنه به جیغ زدن بیفتن! خدا هم نمی تونه جلوشونو بگیره!

من که از وقتی فهمیدم به حجاب گیر میدن ذره ای تیپم رو عوض نکردم! کاش همه همین

جور بودن! اینا واقعا زیبایی ستیزن!

مثل اینکه آقای نقدی فرمودن جرم بی حجابی برابر با جرم بر اندازیه!!!

به نظرتون راه مبارزه با این جریانات چیه؟؟؟ ما حق زندگی داریم!

شد پرده سیاهی معیار پاکی زن

                           ای روشنی ستیزان، معیارتان سیاه است 


 
comment نظرات ()
 
يه ماچ داد و دمش گرم!!
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٢
 

روز معلم به همه معلم های مملکتمون مبارک!

کاش بشه قدرشونو دونست!

امروز آقای احمدی نژاد یه ماچ خوشگل به دست معلمش زد!!! البته از رو دستکش!

ناخود آگاه یاد بوسه یه زن مسن بازیگر به بازیگر دیگه ای که سن پسرش بو و جنجالی که درست شد افتادم!!

خبر اینجاست

شاد باشید


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۱٠
 

۱.اول بزرگراه صدر (شرق) سمت چپ یه سری دیوار سنگی بلنده و الان چند وقته که روی اون دیوار های سنگی یه سری نقاشی با اسپری کشیده شده و هر روز هم به تعدادشون اضافه میشه... ... واقعا قشنگن.. حتما بهشون دقت کنید!

از هنر زیاد نمی دونم اما شدیدا با نقاشی های آدم های عادی روی دیوار لذت می برم...

به نظرتون خیلی قشنگ تر از این جفنگیاتی نیست که شهرداری رو دیوارا می نویسه؟؟؟

۲.دوربین نو م مبارک!!! بالاخره خریدمش! تولدش مبارک... هنوز اسم واسش انتخاب نکردم.. کسی پیشنهادی داره؟؟ (چون قیافش یغوره پسره!)


 
comment نظرات ()
 
برقص به زير بارون.. بذار بگن ديوونه است!
نویسنده : شبنم کیوانیان - ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٢/۸
 

عجب بارونی بود...

و چه لذتی داشت رقص و دیوانگی زیر این بارون


 
comment نظرات ()